حمد الله مستوفي قزويني

483

تاريخ گزيده

زندان خوارزم دو مرد را بفريفت و برسم [ 1 ] فدائى ايشان را به قصد سلطان فرستاد . اديب صابر از اين [ 2 ] آگاه شد . سلطان را تنبيه [ 3 ] كرد تا ايشان را بگرفت و سياست فرمود [ 4 ] . بدين كين ، اتسز اديب صابر را در جيحون انداخت . سلطان سنجر در سنه اثنى و اربعين بجنگ اتسز رفت و هزاراسف [ 5 ] محصور كرد . حكيم انورى در خدمت سلطان سنجر بود . اين دو بيت بر تيرى نوشت و در هزار سف انداخت [ 6 ] : اى شاه همه ملك جهان حسب تراست * وز دولت و اقبال شهى كسب تراست امروز بيك حمله هزاراسف بگير * فردا خوارزم و صد هزار اسب تراست رشيد الدين وطواط بجواب [ 7 ] آن ، اين بيت بر تيرى نوشت و بيرون افكند : گر دشمنت اى شاه بود رستم گرد * يك خر ز هزار اسب تو [ 8 ] نتواند برد [ 9 ]

--> [ 1 ] - ق باسم . « آتسز از رنود خوارزم بر منوال طريقهء ملاحده دو شخص را فريفته بود و روح ايشان خريده و بها داده » جهانگشا « ج 2 ص 8 » . [ 2 ] - ب : ازين كار - جهانگشا : « ازين حالت معلوم شد . نشان آن دو شخص بنوشت و در ساق موزهء پير زنى بمرو روان كرد . » [ 3 ] - ب : آگاه - ر : خبر - ف : اعلام . [ 4 ] - ب ، ف : كرد . [ 5 ] - ب : هزار اسب - جهانگشا : « قصبهء هزاراسف را ، كه اكنون درين عهد بعد از لشكر مغول در آب غرق شده است ، دو ماه محاصره داد . » [ 6 ] - م ، ف : انداختند . [ 7 ] - ر : در جواب . [ 8 ] - م ، ر : هزار اسب . [ 9 ] - در كليه نسخ همين يك بيت آمده و در جهانگشا نيز . اما در كتاب اخير چون نوشته شده : سلطان سبب آن بيت كه پيشتر ثبت افتاد و اين رباعى و امثال آن از وطواط عظيم در خشم بود . مرحوم قزوينى حتم كرده كه دو بيت ( رباعى ) بوده و در حاشيه نوشته : « در تاريخ گزيده بيت اول رباعى را اينطور دارد : اى شه كه بجامت مىصافيست نه درد * اعداى ترا ز غصه خون بايد خورد ولى ظاهرا اين بيت مصنوعى است . چه قافيهء آن فاسد است ولى چنان كه گفته شد نه در گزيدهء عكسى چاپ براون نه در ساير نسخ خطى ما چنين بيتى ديده نمىشود . رجوع شود بجهانگشا حواشى صفحات 8 و 9 .